چرت و پرت گویی یک بسیجی
اين يك پديده جديد نيست. از گذشتههاى بسيار دور وجود داشته است، در زمانِ حال هم وجود دارد و مطمئن باشيد كه من پيشگو هستم، چون اعلام مىكنم كه در آينده هم وجود خواهد داشت. اينكه كسانى در دنياى واقعى (يا دنيايى كه ظاهرا واقعى به نظر مىرسد) و دنياى مجازى (كه شايد خيلى واقعىتر از دنياى واقعى باشد) به دين و مذهب و خدا و پيامبر و اهل بيت پيامبر، توهين مىكنند. فرض كنيد كه شما واردِ يكى از شبكههاى اجتماعى شدهايد و ناگهان با هجومى از اين توهينها روبرو مىشويد، چكار مىكنيد؟ يا واردِ جمعى دوستانه در ويلايى در شمال مىشويد و با اين توهينها مواجه مىشويد، چكار مىكنيد؟
بگذريم از اينكه اين دسته چه كسانى هستند، اما از هر دستهاى كه باشند، بايد خيلى خوشحال باشند كه نسبت به اسلافشان، هيچ تغييرى نكردهاند. يعنى با كسانى كه هزار و چهارصد سالِ گذشته زندگى مىكردند، آن هم در ميانِ اعرابِ باديه نشين، هيچ تفاوتى ندارد. نكته ديگر اينكه قرآن كريم، اوصافِ آن عرابِ باديه نشين و كسانى كه امروزه اين گونه توهينها را مىكنند، ذكر كرده است. آنجا كه مىفرمايد: فلا تطع المكذبين، و دوا لو تدهن فيد هنون، و لا تطع كل حلاف مهين، هماز مشاء بنميم، مناع للخير معتد اثيم، عتل بعد ذلك زنيم، ان كان ذا مال و بنين، اذا تتلى عليه اياتنا قال اساطير الاولين. پس تكذيب كنندگان را اطاعت مكن، (آنها) دوست دارند كه سازش كنى تا سازش كنند، و هيچ سوگند پيشه فرومايه را اطاعت نكن، كه عيب جوست و براى خبرچينى به هر جا مىرود، بسيار مانع خير، متجاوز و گناه پيشه است، گذشته از آن درشت خوى، بى تبار و بدنام است، به صرف اينكه مال دار و صاحب پسران است، چون آيات ما بر او خوانده شود گويد افسانههاى پيشينيان است. (سوره مباركه قلم، آيات 8 تا 15)
جالب است كسانى كه امروزه توهين مىكنند، چيزى درباره دين و خدا ندارند به جز اينكه اينها افسانههاى گذشته است. يعنى دقيقا همان چيزى كه اعرابِ باديه نشين در هزار و چهارصد سالِ پيش مىگفتند.
اما مسئله ما در اينجا تشابهِ شديدِ اين عده، با اعرابِ باديه نشين نيست، بلكه در اين است كه در برابرشان چه كارى انجام بدهيم؟
عدهاى بر اين عقيده هستند كه به محضِ شنيدنِ اولين ناسزا، شما هم شروع به گفتن ناسزا بكنيد و هر چقدر هم كه آنان ناسزاهاى بدترى گفتند، شما هم ناسزاهاى بدترى بگوييد. اين شيوه به جز اينكه دايره لغاتِ ما را در فرهنگِ ناسزا گفتن افزايش مىدهد، هيچ ثمرى ندارد و تازه، همان چيزى است كه طرفِ مقابل مىخواهد.
مىپرسيد چرا؟ حق داريد كه بدانيد. چون شما وقتى كه مىخواهيد ناسزا بگوييد، يا به طرفِ مقابل ناسزا مىگوييد، يا افرادِ خانواده و نزديكانش را موردِ هجوم قرار مىدهيد، اما نكته اينجاست كه طرفِ مقابل چه مىكند؟ او هم به شما يا افرادِ خانواده شما توهين مىكند يا علاوه بر آن، به مقدساتِ دينى شما هم مىتازد؟ پس در واقع، شما در زمين و پازلِ حريف بازى كردهايد. چون نتيجه اين دوئلِ ناسزا گفتن، فرو ريختنِ عظمتِ دين و خدا در ميانِ شماست. او به خواستهاش رسيده است و شما فقط مقدارى گناه به واسطه گفتن ناسزا در كارنامه اعمالِتان ثبت شده است.
به ياد بياوريد كه اميرالمؤمنين، چگونه با خوارج رفتار مىكرد. در مقابلِ حضرت بلند مىشدند و ناسزا مىگفتند و تهديد به قتل مىكردند. هنگام سخن گفتن حضرت، بلند مىشدند و قرآن مىخواندند تا حضرت به خاطرِ تلاوتِ قرآن سكوت كنند و سخن نگويند. هر گونه طعنه و ناسزايى كه مىدانستند، به حضرت مىگفتند. اما اميرالمؤمنين چه مىگفتند؟ حضرت فقط يك آيه مىخواندند و عبور مىكردند. و لا يستخفنك الذين لا يوقنون. تو را بر نيانگيزند كسانى كه يقين ندارند. (سوره مباركه روم، آيه 60) يعنى تو را عصبانى و به خشم نياورند، كسانى كه به وعده خدا، ايمان ندارند.
نكته جالبتر اينكه در سيره ائمه نيز جايى براى ناسزا گفتن وجود ندارد. ماجراى مفضل و برخوردش با ابن ابى العوجا كه بسيار مشهور است. مفضل در مسجد نشسته بود كه متوجه شد ابن ابى العوجا با ديگر دوستانش در حال خنديدن و مسخره كردن خدا و پيامبر هستند. مفضل برافروخته شد و با فرياد شروع به اعتراض به آنان كرد. ابن ابى العوجا گفت: تو اگر شاگردِ امام صادق هستى كه او اينگونه با ما سخن نمىگويد. كنارِ ما مىنشيند و صبر مىكند تا ما سخنمان را بگوييم طورى كه يقين مىكنيم مىخواهد گفته ما را بپذيرد. سپس با اندك دليلى، سخنِ ما را باطل مىكند.
حالا چه نتيجهاى مىتوانيم بگيريم؟ ما چكار بايد انجام بدهيم؟
بهترين كارى كه مىشود در برابرِ كسانى كه توهين مىكنند، انجام داد، فقط سكوت و لبخند زدن است. اما اگر از من مىپرسيد، مىگويم كه تشويقشان كنيم كه بيشتر بر اين كار اصرار ورزند، چون فقط باعثِ بدتر شدنِ چيزى است كه در انتظارِ آنهاست و مىدانيد، اصلاً هم لازم نيست به آنها بگوييم كه چه چيزى در انتظارشان است. بگذاريم سوپرايز شوند. يك دفعه چراغها روشن شود و آنها چيزى را ببينيد كه خودشان ذره ذره و آرام آرام، به وجود آوردهاند. من كه نمىخواهم ديدنِ اين صحنه را از دست بدهم. شما چطور؟